سايه هاي آفتاب

8 01 2008

saaye.jpg

( نمايي از نمايش “فرم و سايه ” در سمينار مولانا آفتاب سايه ها )

هشتصدمین سال تولد ستاره پر فروغ کهکشان علم و ادب پارسی، مولانا  جلال الدین محمد را جهانیان به نام او نام گذاری کرده اند و به این بهانه و با هدف شناخت هر چه بیشتر ابعاد فکری او، در گوشه و کنار جهان، اجلاس ها و سمینار ها و جشن ها بر پا ساخته اند 

 شنیده ها حکایت از آن دارند که ترکیه، در این میان بیشترین سهم را از آن خود کرده است و قونیه، آرامگاه ابدی این ادیب بزرگ، پذیرای هر روزه خیل دوستداران او و بیشتر، ایرانیان پر شماری بوده است که درد جانسوز غربت خویش را با خود به آنجا برده اند تا آهسته در گوش پیرشان زمزمه نمایند.

(1 )

در جشن باشکوه قونیه، نخست وزیر ترکیه با خیالی آسوده از هر گونه واکنش احتمالی حاکمان انقلابی و شریعنمدار جمهوری اسلامی،  برای مولانا ملیتی تازه می یابد و او را به عنوان شاعری ترک معرفی میکند. چرا که او می داند، نه انقلابیون را کاری با فرهنگ و ادب است و نه شریعتمداران را کاری با مولانا. پس چه بهتر که درگیر و دار این هیاهو، کار را به نفع پروژه هویت سازی کشورش یک سره کند.

“اردوغان “در ادامه همین نمایش، اوج هنرش را در فرصت طلبي و پيوند دو موضوع مورد علاقه جهانيان ( مولانا و بازسازي افغانستان ) آنجا نمایش می دهد که اعلام می کند: ترکیه بازسازی بلخ زادگاه مولانا را بر عهده می گیرد تا ریشخندی بزند به میلیارد ها دلاری که حاکمان ام القری، طي همه اين سالها ، بیهوده در افغانستان خرج کردند و هزینه های سنگینی که ملت ایران برای پذیرایی  بیش از  دو میلیون افغانی آواره از جنگ پرداختند حال آنکه  خود درگیر جنگی دیگر بودند … (2 )

اما  ایران، موطن مولانا هم از برگزاری مراسم مختلف به اسم بزرگداشت او ، بی نصیب نبوده است.که شاید از حیث شهرت هیچ کدام آنها به پای نشستی که در مشهد تحت عنوان “اجلاس حکمت” توسط سازمان ملی جوانان و با همکاری حوزه علمیه قم  برگزار شده است، نرسد.که طی آن حکم کفر برای بزرگانی چون مولانا و شمس و حلاج صادر کردند و… (3 )

اما همه این مقدمات را گفتم تا برسم به سمیناری که پنجشنبه گذشته، سیزدهم دی ماه هشتاد و شش ، تحت عنوان ” مولانا آفتاب سایه ها ” با هدف بررسی همزمان افکار مولانا و یونگ ، در سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد.و متاسفانه این یکی را خود از نزدیک شاهد آن بودم.

موضوع این سمینار بالقوه موضوع جذابی بود و  تقابل این دو متفكر از جنبه های گوناگون می توانست مورد بررسی قرار گیرد چرا که  بعنوان  مثال: ” یونگ ” صاحب  مکتبی در روانشناسی است که ریشه هایی در عرفان مسیحی دارد و قسمتی از افکار مولانا هم ریشه در عرفان اسلامی که آن نیز به نوبه خود الهام گرفته از عرفان مسیحی است و لذا انتطار می رفت این سمینار بتواند معرف پژوهش های جدید و جدی در آفاق مختلف از جمله افقی از این دست باشد.  اما چند سخنرانی بسیار ضعیف و بی ربط با این دو شخصیت بزرگ جهانی، معرف قصه  آشنا و غم انگیز دیگری بود (4 )

ولی  ماجرای تاسف بر این سمینار، فقط به این چند سخنرانی محدود نمیشد و این ضعف حزن آور در تمام بخشهای آن قابل مشاهده بود. از جمله:

-    سخنان افتتاحیه نماینده دست اندر کاران سمینار که قادر به خواندن چند جمله کوتاه و ساده فارسی از روی کاغذ پیش روی خود نبود.

-    اجرای گاه و بیگاه موسیقی توسط یک گروه كم تجربه، به خصوص فراز پایانی آن که با آوازی چنان گوش خراش همراه شد که چاره ای پیش رو نمی گذاشت جز فرار یا قبول سردرد و این در حالیست که امسال در جشنهای قونیه، بزرگان موسیقی ایران همچون شجریان و شهرام ناظری حاضر بودند و اجرا داشتند و نشان مولانا را دریافت نمودند.

-    اجرای یک نمایش فرم و سایه که به جهت رعایت شئونات اسلامی ، چنان به بیراهه رفت که خود نیاز به بحثی مستقل دارد.-         مثنوی خوانی طولانی و بسیار خسته کننده

-     حضور یکباره و برنامه ریزی نشده خانوم ناهید معتمدی که به مادر یونگین های ایران شهرت یافته اند، نيزخود موید شکست سمینار بود . هر چند که اقدام شجاعانه ایشان برای قرار گرفتن در پشت تریبون در آن شرایط، برای دفاع از برگزار کنندگان مراسم و انداختن تقصیر ها به گردن تجربه آموزی آنان، سهم به سزایی در آرام کردن جو سالن داشت. اما سوال  اینجاست  که آیا حق داریم عرصه ای مهم و رسمی همچون این سمینار را که حتی پست جمهوری اسلامی تمبر یادبود برای آن منتشر کرده است را، عرصه تجربه آموزی قلمداد کنیم؟ 

 شاید طراحان سمینار “مولانا آفتاب سایه ها ” با طراحان “اجلاس حکمت ” و هر دوی این ها با “اردوغان ” و امثال او تفاوت های بی شماری داشته باشند ولی همه در یک خصوصیت مشترکند و آن “کوتوله ” بودنشان است.کوتوله هایی که اختیار دار امور در جهان امروز ما شده اند.  ( 5 ) 

 پ. ن  

1-  .roozonline.com/archives/2007/12/post_5473.ph

 2-   feedblitz.com/r.asp?l=26086794&f=139757&u=2173446 

3- http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=11751&p=1

 4-سخنرانان محترم ، سمينار را با برشي از كلاس درس در نيمه هاي ترم اشتباه گرفته بودند

 5- با تشكر از دوست ارجمند “  م. ويس آبادي ” كه در شكل گرفتن اين نوشتار، سهم  بسزايي داشتند.

tams.jpg

( تمبر يادبود سمينار “مولانا آفتاب سايه ها ” )

فعلا يك ترانه از گروه آبجييز را در اينجا گذاشتم تا بعد ( حجم 780 كيلوبايت )

علت به هم ريختگي خطوط كه عليرغم تلاش زياد براي رفع آن همچنان باقيست، مشكلات قالب وبلاگ مي باشدكه به زودي مرتفع خواهد شد. تا آن موقع مي توانيد نوشته را در اين آدرس به شكل سالم ببينيد

http://mahramm.persianblog.ir


کارها

اطلاعات

2 جواب تا “سايه هاي آفتاب”

24 01 2008
سوسن جعفری (21:16:48) :

با سلام.

موضوع این ترک بودن مولانا را از کسی شنیدم … شاید تصورشان این بوده که چون مدفن‌ش آنجاست پس ترک است نه؟ و شاید هم دول فخیمه مثل همه‌ی امتیازاتی که تا به امروز به «دیگران» فروخته‌اند، مولانا هم فروخته شده است و ما خبر نداریم؟!!!

26 01 2008
سوسن جعفری (18:10:27) :

سلام، با عنایت به ایمیل شما، سعی کردم اینبار متفاوت بنویسم … امیدوارم توانسته باشم

**************************************************************
پاسخ:
خانم جعفری عزیز:
در همان نامه هم گفته‌ام و جا دارد باز هم تکرار کنم که نوشته های شما از لحاظ فضا سازی، خلق و پردازش شخصیت‌ها، زنده کردن حس نوستا‌لژیک در خواننده و فاکتورهای مهم دیگر، بسیار عالی است و در مورد نکته‌ای هم که گفته بودم با عنایت به این موضوع که هر نویسنده‌ای تکیه کلام و لحن خاص خود را دارد، قضاوتی نکرده و نمی کنم و بیشتر سعی دارم تا از زیبایی فضای داستان‌های شما لذت ببرم.
سربلند و مانا باشید
.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>